عباس اقبال آشتيانى

27

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

از سلطان متوهم شد و بگريخت و به چنگيز خان « 1 » پيوست و بتزوير مكتوبات از زبان امراى خوارزمشاهى به چنگيز خان نوشت و مصادقت و اخلاص نمود و در دفع سلطان مدد طلبيد و جواب چنگيز خان بر ظهر هريك بقبول آن مودت و مدد لشكر نوشت و بر دست جاسوسى فرستاد خواص سلطان جاسوس را بگرفتند و آن مكتوب بستدند و بر سلطان عرض كردند چنان كه خواص سلطان و اميران بر هم متوهم شدند و چون خداى تعالى تمشيت دولت مغول مىداد تدبير موافق تقدير نشد ، جمعى امراء سلطان آهنگ خوابگاه او كردند و او واقف بود و جا بدل كرد امرا خوابگاه او را به زخم تير و شمشير چون پشت خارپشت كردند و چون واقف شدند كه سلطان آنجا نيست بگريختند و بدرگاه چنگيز خان رفتند ، سلطان را بر مخالفت امرا شكى نماند ايشان را پيش خود داشتن از حزم دور ديد هر اميرى را به شهرى فرستاد تا دشمن برسد جمعيت پراكنده بود و طريق موافقت مسدود . . . ( نقل از تاريخ گزيده صفحهء 497 - 498 . ) چنگيز خان از اين امرا و مسلمين ديگرى كه نظر به دشمنى با خوارزمشاه باردوى او مىپيوستند در باب اوضاع دربار سلطان محمد و راه‌ها و خرابى كار آن پادشاه تيره - روز اطلاعات بسيار كسب مىكرد مخصوصا جماعتى از تجار مسلمان كه باحوال طرق و وسايل استفادهء از آنها خبرت داشتند در اردوى او بودند بعلاوه از وضع حمله و تقسيم لشكر و غيره خوب معلوم است كه چنگيز از اوضاع جغرافيائى ماوراءالنهر اطلاعات صحيح داشته و از روى نقشهء درستى به گشودن بلاد مختلفهء آن اقدام مىكرده است . فتح بخارا و ويرانى آن شهر بدست مغول در 616 - چنگيز بعد از عبور از شط سيحون ابتدا بحصار زرنوق رسيد ، مردم آن شهر خواستند كه در مقابل سپاهيان او مقاومت به خرج دهند ولى خان مغول دانشمند حاجب از گماشتگان مسلمان خود را پيش ايشان فرستاد و اهالى را بقبول تبعيت خود ( باصطلاح مغول : ايلى ) خواند . مردم زرنوق به نصيحت دانشمند حاجب پيشكشهاى گرانبها به خدمت چنگيز فرستادند ، چنگيز ايشان را از غضب خود ايمن داشت و پس از احصاى مردان آن شهر جوانان را بعنوان حشر « 2 » با مغول همراه نموده راه بخارا را پيش گرفت .

--> ( 1 ) - اين كلمه را مورخين عصر مغول باختلاف چينگگز و چنگز و چنگيز ( باج يك نقطه و قبل ما سه نقطه هردو ) ضبط كرده‌اند و ما صورت مشهور آن يعنى چنگيز را اختيار كرديم ، حافظ مىگويد : برشكن كاكل تركانه كه در طالع تست * بخشش و كوشش قاآنى و چنگز خانى . ( 2 ) - حشر عموما بمعنى قشون غير منظم و سرباز چريك و در عهد مغول بمعنى كسانى بوده است كه از ايشان براى كمك كارهاى نظامى مثل پر كردن خندقها و آوردن سنك و چوب جهت انباشتن رودخانه و خرابى حصارها استفاده به عمل مىآمده .